سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
پرخاشگری نوجوانان
خشم حالت برانگیختگی و هیجانی شدید در هنگام روبه رو شدن با محرک های نامناسب محیطی و احساسی است که همه نوجوانان به نوعی آن را تجربه کرده اند. نوجوانی مرحله ای حساس از زندگی است که می توان آن را گذر از دوران کودکی به بزرگسالی دانست. طول این دوره از آغاز بلوغ تا هنگام پذیرش مسئولیت های بزرگسالان در جامعه است. اما قبل از این که به علائم و علل پرخاشگری نوجوانان بپردازیم، بهتر است ابتدا با ویژگی های این دوران آشنا شویم:
1- ویژگی های جسمانی: ناهماهنگی در حرکات، سن ناشی گری، احساس درد عضلانی و خستگی، آغاز بلوغ جنسی.
2- ویژگی های شناختی: رشد تفکر، مفهوم خود و رشد هویت، استقلال طلبی و مسئولیت پذیری.
3- ویژگی های عاطفی: ناپایداری هیجان ها، ناشیگری در ابراز عواطف، ترس، اضطراب و کم رویی، تخیل.
4- ویژگی های اجتماعی: نیاز به کسب موقعیت اجتماعی، نقش گروه همسالان در رفتار نوجوانان، تشخص طلبی و نیاز به استقلال.        
 
علایم ونشانه های ظهور خشم
احساس درونی: گرم شدن، عرق کردن، لرزش، گرفتگی عضلات،...  .
رفتارها: بیقراری، راه رفتن، بلند کردن صدا، .... .
افکار خشم آلود: باور خاص درباره دیگران، در دل خود صحبت کردن، فکر با خود، خیال پردازی.
احساسات قبل از خشم: حسادت، گناه، بی عدالتی، طرد شدن.

مواردی که باعث خشم می شود                                                                                                                                                                                                 تجاوز به مالکیت افراد، حمله و آزار کلامی، حمله فیزیکی، اصرار و پافشاری برای انجام کاری، قطع شدن یک کار مورد علاقه، مورد ظلم واقع شدن، مسخره یا تحقیر شدن، قرار گرفتن در معرض پرخاشگری از جانب دیگران، مورد بی اعتنایی یا بی توجهی قرار گرفتن، گول خوردن و آسیب دیدن از طرف دیگران را می توان مواردی دانست که خشم فرد را برمی انگیزد. نکته مهم این که شدت خشم و عصبانیت به عامل محرک و چگونگی احساس و فکر کردن راجع به آن محرک بستگی دارد.

علل پرخاشگری نوجوانان

1- مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی.
2- الگوبرداری: هنگامی که در محیط اجتماعی نوجوان، خشونت حکمفرماست وی نیز پرخاشگری را یاد گرفته و در موقعیتهای گوناگون نشان می دهد.
3- اختلالات روانی: هنگامی که نوجوان دچار اختلالات روانی است، قادر به کنترل خود نبوده و کنترل هیجانی کمتری دارد و در نتیجه از خود پرخاشگری نشان می دهد.
4- نیاز به قدرت: نوجوان گاهی اوقات نیاز به نمایش قدرت طلبی های خود دارد و از آن جا که نوجوانی دوره کسب استقلال است، کسب قدرت نیز راهی برای رسیدن به استقلال بوده و در نتیجه نوجوان برای نشان دادن استقلال خود پرخاشگری می کند.
5- رسیدن به اهداف: گاهی فرد بارها از این روش استفاده کرده و به نتیجه رسیده و بعداً آن را تکرار می کند.

علت تفاوت پرخاشگری نوجوان در محیط خانه و بیرون از خانه این است که نوجوان در جایی که آزادتر است رفتارها و حالات خود را بیشتر بروز می دهد و شاید هم در خانه عادت به پرخاشگری کرده است. در جاهایی که احساس می کند حاکمیتی برقرار است کمتر این نوع رفتارها را انجام می دهد و احساس کم رویی و خجالت می کند.

راه های مقابله با پرخاشگری

1- از بین بردن خطرات تهدیدکننده نوجوان.
2- ایجاد تغییر نگرش در نوجوان نسبت به خطر و تهدید.
3- ارزیابی شناختی رفتارهای نوجوان برای پی بردن به مشکل و درمان آن.
4- تشویق پیشرفت های تحصیلی نوجوان در مدرسه.
5- تشویق نوجوان به انجام فعالیتهای فرهنگی اجتماعی و ورزشی.
6- آموزش خانواده ها در زمینه تغییر و اصلاح رفتار.

روش های کنترل خشم                                                                                                                                         آرام سازی، تغییر خودگویی های منفی، حل مشکل، ایجاد تغییر در محیط و ابراز خشم به شیوه سازگارانه را می توان مهم ترین راهکارهای کنترل خشم دانست.

بنابراین ما باید به نوجوان...

چگونگی آرام کردن خود، چگونگی بیان و انتقال احساسات، مهارت های ارتباطی، مهارت حل مسئله، انتخاب بهترین راه حل و انجام آن، تغییر محیط، به شوخی گرفتن، روش های انجام کارهای مختلف، گفتگو با خود و تشویق به نوشتن احساسات درونی را بیاموزیم.
 
منبع: روزنامه کیهان

 

 




نویسنده : ترنم در تاریخ چهارشنبه 91/3/31

دلواپس نباشید... آنان برخلاف ظاهرشان آن قدرها هم خشن نیستند!

 بسیاری از مادران که می کوشند رفتار پسرشان را درک کنند، می پرسند: « پسرها را چه شده است؟ » آنان به حکم غریزه می دانند که در ذهن یک دختر چه می گذرد. اما در سر پسرها چه می گذرد؟

هورمون های مردانه از دوران بلوغ به بعد بر رشد عاطفی و جسمانی پسرها اثر می گذارند و مجموعه ای از رفتارهای پسران را که « رمز پسر» نام نهاده شده ، تشکیل می دهند. در واقع « رمز پسر» طوری رشد می کند که مردان جوان اندیشه ها و احساس های خود را بر زبان جاری سازند و این امر مادران را شگفت زده می کند. از همین رو پی بردن به چگونگی اندیشه و رفتار پسران باعث می شود برخورد با آنان مناسب و آسانتر شود. ذیلاً برخی ویژگی های پسرها را برای اطمینان خاطر مجدد مادران حیران و سر در گم آورده ایم.

 خشن و ناآرام اند

کدام مادری است که از نیرو ( انرژی ) پسرانه پسرش همچون دویدن، پریدن و فریاد کشیدن حیرت کند؟ اما موقعی که همان پسر پرخاشگر می شود، چطور؟ وقتی مادری اسم اولین پسرش را که هفت ساله بود، در کلاس ورزش نوشت، مشتاقانه منتظر بود که هنگام بازی تشویقش کند ولی توقع نداشت بازیکنان همدیگر را بزنند و بیندازند و یا حریفانشان را نقش زمین کنند. حتی پسرش میان آن همه بچه، از همه پر جنب و جوش تر بود. او می گوید: « همیشه با خودم فکر می کردم که این بچه ام آرام تر و عاقل تر است ولی بازی خشنش باعث شد که آن روی او را نیز ببینم.» 

بیشتر پسرها بازی خشونت آمیز را دوست دارند، ولی این بدان معنا نیست که در آینده آدم های خشنی می شوند. به واقع در این بازی های رقابتی و جسمانی فواید مشخصی نهفته اند. پسران از محدودیت های پرخاشجویی خبردار می شوند و پی می برند که چقدر پیش بروند تا ایمن مانده و دور از گزند  باشند و چگونه از احساسات دیگران آگاه شوند.

 تخیلات خشونت باری دارند

پرخاشگری پسران ، مادران را آشفته می کند. آنان با مطالعه گزارش های رسانه ها از مدارس، هراسان گشته و به حکم غریزه بر آن می شوند که تفنگ های اسباب بازی، بازی های ویدیویی و فیلم های نگران کننده را از دسترس پسران دور نگه دارند تا مبادا وسوسه شوند و به رفتار ناهنجاری دست بزنند مادرها درمی یابند که تخیلات پسرانشان جایگزین آن وسایل می شود. پدر و مادری تصمیم گرفتند که به پسرهایشان هیچ گونه اسباب بازی ندهند و حتی لباس دخترانه به آنها بپوشانند آنها امیدوار بودند که تربیت بدون در نظر گرفتن جنسیت، تأثیر خوشایندی داشته باشد.

 به آسانی احساساتشان را بروز نمی دهند

دختر خشمگین یا آشفته اغلب به آغوش مادر پناه می برد ولی پسر معمولاً سعی می کند مشکلش را به تنهایی حل کند و نمی خواهد « بچه ننه » به نظر بیاید. اگر می خواهید با پسرتان در زمینه مشکلی که او را ناراحت کرده به گفتگو بپردازید ، سعی کنید غیر مستقیم و زمانی که سرگرم انجام کاری هستید ، سر صحبت را با او باز کنید.

هنگامی که دو خانم می خواهند در زمینه ی موضوع خصوصی سخن بگویند احتمال دارد رو به روی هم بنشینند و بپرسند: ( تو چه احساسی داری؟ ) ولی مردها غالباً بدون این که به هم بنگرند، صحبت می کنند. اگر دقت کنید، دو مرد به طور مثال در حین تماشای بازی فوتبال ، با هم حرف می زنند و در عین حال خصوصی ترین مطالبشان را کم کم بیان می کند و هیچ وقت نگاهی نگران کننده هم به یکدیگر نمی اندازند.

مادری که در تعمیر دوچرخه به پسرش کمک می کند، ممکن است در حین گفتگوهای خودمانی ، متوجه چیزهای بیشتری درباره فرزندش شود تا این که بخواهد سر میز شام رودررو، وی را به صحبت وادارد.

 دوست دارند معامله کنند

مردها طرفدار عدل و انصاف هستند و دوست دارند راجع به هر چیزی بحث کنند و از این بابت هم مهارت دارند. و می خواهند مطلبی را مو به مو توضیح دهند و معامله ای منصفانه کنند و بعد از این که به توافق می رسند، اغلب می شنوید که می گویند: « قول می دهی؟ قول می دهی؟»

مادران می دانند که معامله کردن فقط نصف جنگ است. پسرها پایبندی به عهد و پیمان را سخت می دانند. نق زدن نیز اثر نمی کند، بنابراین راهبردها و تدابیر دیگر مؤثراند. پسر خانواده ای موافقت کرده بود از بازی های پر سر و صدا روی کاناپه ی اتاق نشیمن خودداری کند، اما به علت نشاط و سرزندگی طبیعی اش قولش را از یاد می برد. از همین رو مادرش راهی یافت که عهدش را به او یادآوری کند. او یادداشتی به این مضمون نوشت و به کاناپه سنجاق کرد: پسر عزیز، فکر می کردم که با من دوستی؛ ولی اهمیتی برای من قائل نمی شوی. به من لطمه می زنی، آنقدر محکم می نشینی که فنری شکسته به پشتم فرو می رود. بین ما هر چه بوده تمام شده، دوست سابق تو« کاناپه». او با خواندن این یادداشت خنده ای سرداد و قولش را به یاد آورد.

علیرغم تمام نگرانی ها، دردسرها و غم و رنج ها، پیوند میان مادران و پسران واقعی است.




نویسنده : ترنم در تاریخ سه شنبه 91/3/30

لحظه وصال

چشمانش را گشود و برای آخرین بارْ به دورترین نقطه خیره شد. در این مدتْ حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاقْ بیش از پیش شعله کشید و یاد برادرْ تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب علیهاالسلام پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: «السلام علیک یا اباعبداللّه » و به برادر پیوست.

نامی آسمانی

هنگامی که زینب علیهاالسلام ، این ریحانه علی و فاطمه علیهماالسلام چشم بر این جهان فانی گشود، رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر بود. صبر کردند تا پیامبر باز گردد و چون نام حسن وحسین، نام این کودک را نیز از ملکوت بیاورد. رسول خدا پس از مدتی از سفر بازگشت و به خانه نور چشم خود، فاطمه علیهاالسلام رفت. علی علیه السلام دختر را در آغوش مبارک پیامبر نهاد و منتظر نزول وحی شدند پس جبرئیل نازل شد و فرمود: «نامش را زینب بگذارید» و آن گاه از سرنوشت کودک خبر داد.

پیامبر زینب علیهاالسلام را بوسید و صورت بر صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش جاری گردید. عرض کردند: «ای رسول خدا، سبب گریه شما چیست؟» فرمود: «این دخترْ در مصیبت ها شریک حسین من است».

عشق خواهر به برادر

عشق زینب به حسین علیه السلام به گونه ای بود که روزْ به پایان نمی رسید، مگر این که زینب علیهاالسلام به دیدار برادر رفته و آتش اشتیاق خود را با نگاه و کلام برادرْ شعله ورتر می کرد. غنچه قلب زینب علیهاالسلام هر روز با دیدن برادر می شکفت و این نگاه برادر بود که هر روزْ گل وجود زینب علیهاالسلام را آبیاری می کرد. خدایا! پس از شهادت برادر، بر قلب زینب چه گذشت؟

دو شرط ازدواج

هنگامی که عبداللّه بن جعفر طیار به خواستگاری حضرت زینب علیهاالسلام رفت، امیرمؤمنان علیه السلام این ازدواج را به همان مهریه زهرا، ولی با دو شرط پذیرفت: شرط اول آن که حضرت زنیب علیهاالسلام روزی یک بار به دیدار برادرش حسین علیه السلام برود و دیگر آن که هر گاه حسین علیه السلام خواست به سفر برود، عبداللّه اجازه دهد زینب هم با حسین همراه شود و مانع وی نگردد. عبداللّه پذیرفت و ریحانه علی علیه السلام ، به عقد پسر عموی خود درآمد.

کنیه و القاب حضرت زینب

کنیه حضرت زینب علیهاالسلام ، این بانوی مکرّمْ ام المصائب، ام الرَّزایا و ام النوائب بود. دلیل این کنیه ها هم این بود که وی در طول عمر خودْ انواع مصائب و بلایا را با چشم خود دیده و صبر پیشه کرده بود. هم چنین از القاب آن حضرتْ صدیقه صغری، عصمت صغری و عقیله بنی هاشم بود. عقیله، زنِ کریمه ای را گویند که در بین خانواده و خویشانْ بسیار عزیز و محترم و در خاندان خود ارجمند باشد.

زینب، فریاد بلند مظلومان تاریخ

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب علیهاالسلام این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یارِ برادر، سالارِ قافله حسینی و غم خوارِ اسیران باشد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومانْ باشد؛ فریادی که پژواک آنْ هنوز هم از ورای تاریخْ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

امتداد راه برادر

اسیرانْ بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که «زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی» و زینب اکنونْ آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دلْ به همراه قافله همراه شده بود.

روح بلند صبر

زینب علیهاالسلام در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامتْ پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب علیهاالسلام فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیتِ در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند صبر و رضا بود.

وارث خاندان امامت

در اخبار آمده است که حضرت زینب علیهاالسلام ، بلندبالا بود و چهره اش چون خورشید می درخشید. سکینه و وقار او با خدیجه کبری، عصمت وحیایش با فاطمه زهرا علیهاالسلام ، فصاحت و بلاغتش با علی مرتضی علیه السلام ، حلم و بردباری اش با حسن مجتبی علیه السلام و شجاعت و قوّت قلبش با حضرت سیدالشهداء علیه السلام همانند بود.

عبادت و بندگی حضرت

حضرت زینب علیهاالسلام در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجّد و شب زنده داری حضرت زینب علیهاالسلام ، در طول حیات پر برکتش ترک نشد؛ حتی در شب یازدهم محرمْ با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دل خراش هم به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: «آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است» و نیز از آن حضرت نقل شده که «عمه ام زینبْ با این همه مصیبتِ از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد» و نیز روایت می کنند «چون حضرت حسین علیه السلام برای وداع با زینب آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن».

عطیه خداوند

زینب، تو هدیه ای از طرف خدا بودی. تو نه تنها زینت پدر، که زینت مادر و همه خاندان نبوت و امامت بودی. صبْر بلندترین واژه ای بود که در تو به ودیعه نهاده شده بود. کدام مصیبت در دنیا با مصائب تو و کدام قلبْ با قلب تو در داغ دیدن برابری می کند. هیچ قلب چون قلب تو نسوخت و هیچ چشمی چون چشم تو، زیبایی را در صحرای کربلا ندید.

زینب، مونس برادر

زینب علیهاالسلام در ایام کودکی، با برادرش حسین علیه السلام انس و الفتی عجیب داشت در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد پدر رفت و عرض کرد: «پدر جان، متعجبم از محبت فراوانی که میان زینب و حسین است. این دختر چنان است که بی دیدار حسین شکیبایی ندارد.» رسول خدا چون این سخن بشنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود: «ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به هزارگونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد».

عروجی ملکوتی

حضرت زینب علیهاالسلام تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید. نقل است که در اواخر عمرِ آن بانوی بزرگ، در مدینه منوّره قحطی پیش آمد. عبداللّه بن جعفر، همسر حضرت زینب علیهاالسلام ، درشام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش بازگرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت. عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهورْ در پانزدهم رجب سال 62 ق رخ داد. اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت است.

سراسر در عبادت و طاعت

عمر پربرکت حضرت زینب علیهاالسلام سراسر در عبادت و طاعت حضرت حق گذشت. او همواره در شدیدترین بلاها و سخت ترین حالاتْ جز آن چه پسند خدا بود، نگفت و جز آن چه رضای حق بود، نکرد. از حضرت سجاد علیه السلام نقل است که «عمه ام زینبْ با این همه مصیبت های از کربلا تا شامْ هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد، ولی در یکی از منازل دیدم که آن را نشسته می خواند. نگران شدم و سبب این کار را پرسیدم، گفت: سه شب است که سهم غذای خود را به اطفال خردسال می دهم و امشب از شدت گرسنگی، قدرت بر پای ایستادن ندارم».

افشاگر ظلم بنی امیه

زینب، آن روز که آمدی، فرشتگانْ قدوم مبارک تو را نور باران کردند و روزی که رفتی، فرشتگان با چشم گریانْ بال هایشان را فرش راه تو قرار دادند. شوق دیدارِ برادر بر دل داغ دیده ات آتش افکنده بود. یک سال و اندی در فراق برادر خون گریستی و در این مدتْ لحظه ای از افشای ظلم و ستم بنی امیه دست بر نداشتی. زینب، تو به راستی پاسدار راه حسینیان و افشاگر پلیدی یزیدیان بودی.

بلاغت جاری تو

زینب، روح حسین در کالبدت می تپید و فصاحت و بلاغت پدر در زبان تو جاری شده بود، آن هنگام که داغ دار و خسته از رنج راه، ولی مقاوم و صبور در برابر پلیدترین انسان ایستادی و فرمودی: «هان ای یزید، آیا گمان می کنی که چون زمین و آسمان را بر ما تنگ کردی و ما را شهر به شهر مانند اسیران کوچاندی، از منزلت ما کاستی و بر حشمت و کرامت خود افزودی... و یک باره شاد شدی که ملک دنیا بر تو گرد آمده... نه، چنین نیست. ای یزید، لختی به خود آی. مگر فرمایش خداوند را فراموش کرده ای که فرمود: البته گمان نکنند آنان که کفر ورزیدند که مهلت دادن ما به آن ها بهتر است. همانا به ایشان مهلت دادیم تا بر گناه خود بیفزایند و عذاب دردناکی در انتظار آنان است».

زخم خاطرات

ای آیینه تمام نمای صبر و ایثار، تو را به چه نام بخوانم که نامت یادآور حماسه عاشورا و یادآور اسارت و غربت یتیمان کربلاست. تو را به چه نام بخوانم که نامت گره خورده در رنج و محنت است. ای بانوی غم، در آخرین سفر بر تو چه گذشت؟ یک سال و اندی گذشته بود که تو از قحطیِ مدینه به سوی شام حرکت کردی. راه درازی را آمده بودی و در طول راه، خاطرات سرخ خویش را ورق می زدی. از تمام جاده ها بوی برادر و در تمام گذرگاه ها، صدای گریه یتیمان را می شنیدی و بی تابی رقیه را که در تمام طول راه، پدر را می طلبید. زخم خاطراتْ روحت را آزرده کرده بود. پرنده جانت دیگر در کالبد تن نمی گنجید و می خواستی به برادر بپیوندی. می دانستی که در این سفر به دیدار برادر نائل می شوی. پس چشم ها را بر هم گذاشتی و بلندترین نغمه وصال را سر دادی.

مظلومیت جاری

قافله حسینی که به راه افتاد، زمین سجاده ای شد گسترده از کربلا تا شام، در زیر قامت خمیده ات زینب! حرکات تو در این سفر عبادت بود و این گونه بود که دفتر زندگی ات ورق خورد و رسالت اصلی ات آغاز شد. تو وارث مظلومیّتِ سترگی بودی که در خاندان طاهرتْ نسل به نسل به ارث می رسید. سلام بر تو، روزی که چشم از جهان فروبستی و سلام بر خاندان پاکت.

 






نویسنده : ترنم در تاریخ سه شنبه 91/3/16

یکی از مسائلی که شیعه برای اولین مرتبه درباره‌ی امامت با آن مواجه شد، مسئله امامت امام جواد علیه السلام در سن کودکی بود؛ زیرا او هنگام شهادت پدرش، امام رضا علیه السلام، هفت سال بیشتر نداشت و از همان زمان به مقام امامت رسید.

پاسخ به شبهه کم سنی امام جواد علیه السلام

ابراهیم بن محمود می گوید:« در خراسان نزد امام رضا علیه السلام بودم که یکی از اصحاب پرسید:« اگر حادثه ای برای شما رخ دهد، به چه کسی مراجعه کنیم؟»

امام فرمود:« به پسرم، محمد.»

در آن زمان سن امام جواد خیلی کم بود و امام رضا علیه السلام برای رفع شبهه فرمود:« خداوند عیسی بن مریم را در سنی کمتر از سن فعلی محمد من (امام جواد) به پیامبری بر انگیخت و او را مأمور بر پایی شریعتی تازه کرد. من پسرم را در سن بیشتر از عیسی برای اقامه شریعتی که تثبیت شده (اسلام) معرّفی می‌کنم.»

 پاسخ امام جواد علیه السلام به سئوالات در کودکی

علی بن ابراهیم از پدرش ابراهیم قمی نقل می‌کند که پس از شهادت امام هشتم علیه السلام به منزل امام جواد علیه السلام رفتیم. گروهی از شیعیان از شهرهای مختلف به انتظار دیدار با امام جواد علیه السلام نشسته بودند.

در این هنگام عبدالله بن موسی، عموی امام جواد علیه السلام، از دروارد شد. عبدالله پیرمردی بزرگوار بود، لباسی خشن به تن داشت و میان پیشانی‌اش جای سجده دیده می‌شد. مدتی بعد نیز امام جواد علیه السلام وارد اتاق شد. امام لباسی از جنس کتان و کفش‌های سفید پوشیده بود.

عبدالله بن موسی برخاست، به استقبال امام شتافت و میان دو چشمش را بوسید. شیعیان حاضر در مجلس نیز به احترامش بلند شدند. امام روی صندلی نشست و مردم که از کمی سن امام جا خورده بودند، با تعجب به همدیگر نگاه می‌کردند.

مردی بلند شد و از عبدالله بن موسی پرسید:« فتوای شما درباره حکم مردی که با حیوانی آمیزش کند چیست؟»

عبدالله گفت:« دست راستش قطع و حد زنا برای او جاری می‌شود.» 

امام جواد علیه السلام با شنیدن این پاسخ خشمگین شد و رو به عبدالله کرد و فرمود: ای عمو، تقوای خدا را پیشه کن و مراقب باش. در روز قیامت در پیشگاه خداوند خواهی ایستاد و خدا از تو خواهد پرسید چرا درباره چیزی که نمی‌دانستی، فتوا دادی؟

عبدالله گفت:« آقای من! مگر پدرت چنین حکمی نفرموده بود؟»

امام جواد علیه السلام فرمود:سؤالی که از پدرم شده بود، درباره کسی بود که قبر زنی را نبش کرده و با او آمیزش کرده بود؛ و پدرم پاسخ فرمود که دست راستش به مجازات نبش قبر، قطع می‌شود و حدّ زنا نیز بر او زده می‌شود زیرا حرمت انسان مرده همانند حرمت انسان زنده است.

عبدالله گفت:« راست فرمودی آقای من! خدا مرا بابت اشتباهی که کردم ببخشد.»

مردم که شاهد این گفت و گو بودند، تعجب‌شان بیشتر شد و به امام جواد علیه السلام گفتند:

آقای ما! اجازه می‌دهید از شما سئوال کنیم؟

پس از آن صدها سئوال مطرح شد و امام، همه را پاسخ فرمود. و آن موقع امام علیه السلام نُه ساله بود.

 

اجتماع سران شیعه در آغاز امامت امام جواد علیه السلام

هنگام شهادت امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام حدود هفت سال داشت، به این جهت در بغداد و سایر شهرها مردم دچار اختلاف شدند. برخی از سران شیعه مثل ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حکیم، عبدالرحمن بن حجاج، یونس بن عبدالرحمن و عده ای دیگر در منزل عبدالرحمن بن حجاج دور هم جمع شدند تا در این باره صحبت کنند.

همه حضار از مصیبت شهادت امام هشتم علیه السلام می گریستند. یونس بن عبدالرحمن گفت:« گریه نکنید و راجع به این مسئله صحبت کنید که تا ابو جعفر (امام جواد علیه السلام) بزرگ شود، متصدی مقام امامت کیست و ما باید سئوالات خود را از چه کسی بپرسیم؟»

ریان بن صلت با شنیدن این جمله برخاست و یقه‌ی یونس را گرفت و به او گفت:« تو در ظاهر به ایمان تظاهر می‌کنی ولی در باطن اهل تردید و شرک هستی! مگر نمی دانی که اگر کسی از سوی خدا به امامت منصوب باشد، اگر کودک یک روزه هم باشد همانند پیرمردی عالم است و اگر از سوی خدا نباشد، هزار سال هم که عمر کند یک فرد عادی است. راجع به این موضوع باید بحث کرد.»

پس از سخن ریان بن صلت دیگران نیز یونس بن عبدالرحمن را توبیخ کردند.

 

امامت امام جواد علیه السلام در حدیث لوح

امام جواد (ع)

ابوبصیر می گوید: امام صادق علیه السلام به جابر بن عبدالله انصاری گفت من با تو کاری دارم چه وقت برایت آسانتر است که تنها تو را ببینم و درباره آن کار از تو سئوالی کنم؟

جابر گفت: هر وقت شما دوست دارید.

پس از آن روزی امام باقر علیه السلام با جابر خلوت کرد و به او فرمود:

درباره لوحی که دست مادرم حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام دختر رسول الله صلی الله علیه و آله دیدی و آنچه مادرم به تو فرمود به من خبر بده.

جابر اظهار داشت خدا را گواه می گیرم که من زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تبریک ولادت امام حسین علیه السلام خدمت فاطمه سلام الله علیها رسیدم در حالی که در دستش لوح سبز رنگی دیدم که گمان کردم از زمرد است و در آن نوشته ای سفید رنگ همانند نور خورشید دیدم به او عرض کردم:

پدر و مادرم فدایت ای دختر پیامبر خدا این لوح چیست؟ حضرت فرمود:

لوحی است که خداوند آن را به رسولش صلی الله علیه و آله اهدا فرمود که اسم پدرم و شوهرم و دو فرزندم و نامهای اوصیاء از فرزندانم در آن نوشته است و آنرا پدرم به عنوان مژدگانی به من عنایت فرموده است، پس از آن، آن را مادرت فاطمه سلام الله علیها بمن داد و آنرا من خواندم و رونویسی کردم... خدا را گواه می گیرم که در آن لوح این نوشته بود :

بسم الله الرحمن الرحیم

این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است برای محمد و پیامبر او. . . من او را - امام رضا علیه السلام - به وجود پسرش و جانشین و وارث علمش محمّد مسرور می سازم و شفاعت او را نسبت به هفتاد تن از خاندانش - که همگی سزاوار دوزخ باشند - بپذیرم.

مهر امامت بر بدن امام جواد علیه السلام

حسن پسر جَهم می گوید: در خدمت حضرت رضا علیه السلام نشسته بودم. امام فرزندش حضرت جواد علیه السلام را که کودکی بیش نبود، فرا خواند، او را در دامن من نشاند و فرمود:« جامه را از تنش بیرون بیاور.» من اطاعت کردم.

امام به من فرمود:« میان دو شانه‌هایش را نگاه کن.»

من نگریستم. بر کنار یکی از دو شانه‌اش چیزی شبیه نقش انگشتر، به چشم می خورد. امام فرمود:« این را می بینی؟ همانند این، در همین قسمت، در بدن پدرم حضرت امام موسی کاظم علیه السلام وجود داشت.»

منبع :تبیان




نویسنده : ترنم در تاریخ پنج شنبه 91/3/11
از بین ماه های حرام شایسته ترین ماه ها برای اجابت دعا کدام است؟

اصطلاح «ماه حرام» بر چهار ماهى اطلاق مى‏شود که از دیرباز احترام و اهمیّت زیادى داشته که عبارتند از ماه‏هاى ذى‏قعده، ذى‏حجه، محرم و رجب.بدون شک در میان این چهار ماه ، ماه رجب برای استجابت دعا از اهمیت بیشتری برخوردار است . توجه شما را به توضیحی در این زمینه جلب می نمایم :

پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود: یا در دنیابه او عطا خواهد شد و یا براى آخرت او ذخیره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تک تک با توضیح کامل بیان فرمود.
در همین زمینه امام کاظم(علیه السلام) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است; بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.
همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنّم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.
اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سیدبن طاوس در مورد افرادى که قبل از اسلام در دوره جاهلیت، مورد ظلم و ستم دیگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربرکت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعایشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل کرده است که ما یکى از آن ها را در اینجا مى آوریم: شخصى، گذارش به مردى افتاد که نابینا، بیمار و خانه نشین شده بود. او از دیگران پرسید: چرا این بیمار گرفتار، از خداى متعال عافیت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آیا او را نمى شناسى؟ او به نفرین شخصى به نام «عیاض» گرفتار شده است.
او گفت: عیاض را فراخوانید تا ماجراى این مرد نابینا را براى ما بازگوید. وقتى عیاض آمد به او گفت: داستان پسران «ضیعا» را که این مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عیاض گفت: این داستان از داستان هاى دوره جاهلیت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، دیگر آن را بازگویم. آن شخص گفت: شایسته است که آن را براى ما بازگویى. عیاض گفت: پسران ضیعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند که همسر من بود. آنان با من درگیر شدند و همسرم را از من جدا کردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خویشى و قرابت را یادآورى کردم، فایده اى نبخشید. من صبر کردم تا ماه رجب، این ماه محترم الهى فرا رسید و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا کردم که همه شان نابود و یکى شان نابینا و زمین گیر شود. خداى متعال دعایم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند جز این مرد، که نابینا و خانه نشین شده است.
بارى در کرامت و فضیلت این ماه، حضرت امام صادق(علیه السلام) نیز مى فرماید: آن گاه که قیامت برپا شود، منادى الهى فریاد زند: «أین الرجبیّون؟»; کجایند آنانکه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعیت، گروهى برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن کند. بر سر آنان تاج هاى شاهى که مرصّع به درّ و یاقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نیز هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهى را تبریک گویند. از جانب الهى ندا آید: بندگان و کنیزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطایاى فراوان دهم و شما را در جایى جاى دهم که از زیر آن نهرها جارى است و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه براى من در ماهى که من بزرگش داشتم روزه گرفتید. سپس، خطاب به فرشتگان فرماید: فرشتگان من! بندگان و کنیزان را به بهشت داخل کنید. در اینجا حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: این پاداش، براى کسى است که گرچه یک روز از اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارد.
پیامبر گرامى ما در بیان عظمت و اهمیت ماه رجب مى فرماید: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت کننده، هرشب تا به صبح گوید: خوشا به حال کسانى که به ذکر الهى مشغولند; خوشا به حال کسانى که با میل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرماید: من همنشین کسى هستم که با من همنشین باشد، و مطیع کسى هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام کسى را که از من طلب آمرزش کند. این ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هرکس مرا در این ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هرکس از من چیزى بخواهد، به او عطا کنم; و هرکس از من هدایت جوید، هدایتش کنم.
من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هرکس به آن چنگ زند، به من مى رسد.
گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء گرامیش عزیز و ارجمند است لیکن برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد; مثلا اوّلین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید; فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هرچه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى; خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.
یکى از کارهاى مهم و شایسته در ماه رجب، کمک به مستمندان است. امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش از امام على(علیه السلام) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:...هرکس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اکرام فرماید که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور کرده باشد.
اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت; لیکن حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که مهمترین آن، در روز بیست و هفتم این ماه است؛ چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.
بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمینه و مقدمه اى جهت کسب آمادگى براى درک درست و شایسته ماه مبارک رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اکنون در برخى از شهرهاى کشور عزیزمان ایران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى کنند: یکى «اعتکاف» که دستور اکید اسلام است با احکام و دستورات ویژه اش و دیگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى که از حضرت امام صادق(علیه السلام) به ما رسیده است.
درباره اهمیت ماه رجب و سفارش به استغفار و استحباب عمره رجبیه روایات بسیاری وارد شده است که از مجموعه آنها چنین به دست می آید که ماه رجب ماه تقویت ارتباط با خداست و در ماه شعبان صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پیامبر(ص) بسیار سفارش شده است.




نویسنده : ترنم در تاریخ سه شنبه 91/3/2
خبرخوان سایت
دوستان من
  1. سیب خیال
    خانواده ی خانه
    فرزانگان امیدوار
    جاده های مه آلود
    کلبه بصیرت
    خورشید تابنده عشق
    نمایندگی دوربین های مداربسته
    شهر عشق
    شین مثل شعور
    هم نفس
    طراوت باران
    السلام علیکم یا اهل بیت النبوه
    برترین لحظه ها
    سرچشمه عدالت و فضیـلت ؛ امام مهــدی علیه السلام
    لنگه کفش
    جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
    ###@وطنم جزین@###
    من وآینده من
    مینودشت
    عشق مشعلدار
    ****شهرستان بجنورد****
    نگاهی نو به مشاوره
    سارا احمدی
    عشق الهی
    هیئت بیت العباس (ع) روستای المشیر
    بیصدا ترازسکوت...
    دیوانه
    ►▌ رنگارنگ ▌ ◄
    .: شهر عشق :.
    اتشنشانی بنادر کشور
    وبلاگ مسجد و دارالشفاء صاحب الزمان علیه السلام کوی راه حق اصفهان
    برادرم ... جایت همیشه سبز ...
    پیامنمای جامع
    بوی سیب
    ساده دل
    هدهد
    کارشناس مدیریت دولتی
    آسمون آبی چهاربرج
    پاتوق دوستان
    بنده ی ناچیز خدا
    رفقا
    تصویر سازی و طراحی کتاب کودک 09128546268 09128546268
    PARSTIN ... MUSIC
    خدا میدونی دوستت دارم؟؟؟
    ردِ پای خط خطی های من
    دوستدار علمدار
    دلتنگ احساس تو
    نور اهلبیت (ع)
    پایگاه مرجع شهیدان باکری
    ستاره سهیل
    انسان جاری
    نشریه حضور
    غزل عشق
    خون شهدا
    پرستاری 91
    جرعه ای از شراب عشق
    حضورعشق
    مرام و معرفت
    بلوچستان
    صدای دل...
    شبستان
    دل شکســــته
    سه قدم مانده به....
    یامهدی
    به‌دونه
    دل نوشته
    دفتر تقدیر
    S&N 0511
    خدمات کامپیوتری ولیعصر (عج) روستای باغ آسیا
    عشق
    آقاشیر
    ترخون
    Manna
    دریایی از غم
    بیانات و سخنان رهبری
    ارواحنا فداک یا زینب
    دلنوشته های من
    اواز قطره
    گل یا پوچ2؟
    یه دختره تنها
    جون عزیزت بیاتو...
    به نام خدا
    بزرگترین سایت خنده بازار.خنده. شوخی. طنز.خنده دار
    رویای بارانی
    ऌ عاشق بی معشوق ऌ
    تـــــــکـــبـــیــر
    گل خشک
    جیغ بنفش در ساعت 25
    ستاره طلایی
    آن دنیا 13
    جایی برای خنده وشادی و تفریح
    عاشق روح الله
    تقدیم به کسی که باور نکرد دوستش دارم
    I AM WHAT I AM
    نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
    من،منم.من مثل هیچکس نیستم
    Tarranome Ziba
    شاه تور
    هر چی تو فکرته
    محفل آشنایان((IMAN))
    غزلیات محسن نصیری(هامون)
    ღღ♥دنیای بارانی♥ღღ
    ایـــــــران آزاد
    wanted
    ܓ✿ دنـیــــای مـــــــن
    دهکده علم و فناوری
    دُرُخـــــــــــــــــــــــش
    وبلاگ دختر بسرای باحال ایرونی
    عشق یعنی ...
    رهبرم سید علی
    اخراجیها
    به یادتم
    شب های دلتنگی تو
    روان شناسی * 心理学 * psychology
    دوستانه
    زنگ تفریح
    هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
    نیلوفر مرداب
    مهربانی
    آزاد
    •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
    محبین
    دردودل
    ღஜღمطالب و عکس های جالب و زیبا و دیدنی
    عشق به خدا ادامه داره
    عرفان وادب
    .:: مــــهــــــدویــــــــت ::.
    allah is my lord
    یک عاشقانه ی ساده برای من......
    خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا
    ღღدخــــتــــــرصــــورتـــــیღღ
    مهدی یاران
    علمی/مدارات الکترونیک/تازه های فناوری اطلاعات
    جوک ، اس ام اس ، عکس باحال
    بهار عشق
    عشق بزرگ ترین دروغ دنیاست
    دل شکسته
    دوستی
    یاس...
    دو دو(دایی) اری
    تنها تر از همیشه
    آموزش گام به گام هنر جدید ربان دوزی
    رضا ب.ی.م.ک.س.
    ღ♥ღ من و تو ღ♥ღ
    آتش دل
    یاور 313
    رویایی زندگی کردن...
    نسیم لوکس ...... یزد
    پر شکسته
    تینا
    دختران حوا
    ردپای عشق
    کفر نامه کارو
    ... فقط حرف حساب
    ►▌ ....عسا قلم....▌ ◄
    عاشقی
    لبخندکودکی
    عشق پنهان
    قوطی عطار
    کافه ترانزیــــــــت
    طراحی چهره
    Chamran University Accounting Association
    جامع ترین وبلاگ خبری
    پیامبران عفاف
    بهترین دوست
    پنجــــــره هایــ بستهـــ
    فروش خوکچه هندی
    فقط خدا
    داستان یک روز
    خبرهای ورزشی
    fall in love
    مناجات با عشق
    فهادانــ
    شیدایی
    هرچه دل تنگم بخواهد
    معرکه همون قلقلک
    سرباز ولایت
    فقط من برای تو
    bestha
    your memoirs
    شورای شهراندیشه
    پایان من
    کهکشان
    زازران
    من وتو
    هیئت عزاداری آسمانیان فاطمه زهرا
    اسراء
    ««««« شب های تهران »»»»»
    * امام مبین *
    قصر حبـابی
    منتظر
    دهاتی
    fazestan
    دل سوخته
    رویای زیبا ...
    شاخه نبات
    کشتی کج
    سحر
    شاهراه عشق علم معرفت
    غریب مادر
    ایـــــــــــران مــــــــن
    باران
    طراحی سایت
    صدای پای انتظار
    جنبش اینترنتی
    فدائیان تو
    سیب سرخ
    مهدی یاران
    مقام معظم رهبری
    شیعه شناسی
    دل نوشته
    کلوب آگهی
    مجله شبانه باشگاه خبرنگاران
    ::عمار ولایت::
    تی شرت محرم
    4دیواری عشق
    خداحافظ عشق
    ⓿⏝⓿عاشق یک لحظه نگاهت ⓿⏝⓿
    عاشقانه های یه خل و چل
    دانلود رمان های ایرانی و عاشقانه
    رسانه فرهنگی موسیقی مـــلـــودیـــ ها!
    خیلی هم عالی
    حقانیت حضرت امیر
    آموزش خیاطی
    آموزش تست زدن کنکور
    انجمن وبلاگنویسان مشهد
    *** SoKoOtE MaHz ***
    همیشه ابری
    آموزش گیتار ، خوانندگی ، سلف‍ژ ، آکورد ،تبلچر ، نت ، آرپژ ،جدید
    جالب انگیزناک
    معماری نوین
    هر چه میخواهد دله تنگت بگو . . .
    °°FoReVEr••
    معماری
  2. آپلود عکس
  3. طراحی اختصاصی قالب
  4. ابزار وبلاگ
  5. ابزار وبلاگ
  6. نایت ملودی
پیوندهای روزانه
آرشیو سایت
سایر امکانات
بازدید امروز: 31
بازدید دیروز: 72
کل بازدیدها: 92569